سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: سومین همایش ملی مدیریت شبکه های آبیاری و زهکشی

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

کامی کابوسی – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان

چکیده:

توابع تولید آب زماندار مانند تابع دورنبوس و کاسام ( ۱۹۷۹ ) و شکلهای توسعه یافته آن یعنی مدل حاصلجمعی و حاصل ضربی توسعه داده شده توسطRao et al.1988 نقش محوری را در مدلهای بهینهسازی کم آبیاری دارند . جهت تخمین عملکرد نسبی به کمک این تابع، برآورد مقدار دقیق پارامترهای آن (تبخیر- تعرق حداکثر و واقعی و ضریب حساسیت عملکرد)ضروری میباشد. به منظور بررسی میزان خطا در برآورد عملکرد نسبی توسط این توابع ناشی از خطای پارامترهای مورد استفاده در آنها آنالیز حساسیت این توابع صورت گرفت. نتایج نشان داد که در صورت اعمال تنش آبی در یک مرحله رشد، حساسیت تابع دورنبوس و کاسام ( ۱۹۷۹ ) نسبت به خطای ضریب حساسیت عملکرد با افزایش شدت تنش آبی افزایش مییابد و این امر به ویژه در مراحلی که ضریب حساسیت عملکرد بزرگتر می باشد، بیشتر است . همچنین تابع دورنبوس و کاسام ۱۹۷۹ ) نسبت به فروبرآورد تبخیر- تعرق حداکثر گیاهی حساسیت بیشتری دارد تا فرابرآورد آن . این حساسیت با افزایش ) شدت تنش آبی در هر یک از مراحل رشد کاهش مییابد اما با افزایش شدت تنش آبی در کل فصل رشد افزایش می یابد . حساسیت تابع دورنبوس و کاسام ( ۱۹۷۹ ) نسبت به خطا در برآورد تبخیر- تعرق واقعی با افزایش شدت تنش آبی در هر یک از مراحل رشد کاهش مییابد اما با افزایش شدت تنش آبی در کل فصل رشد افزایش مییابد. همچنین در صورت اعمال تنش آبی در بیش از یک مرحله رشد، حساسیت مدل حاصلجمعیRao et al1988 نسبت به هر سه پارامتر مدل بیشتر از مدل حاصلضربی میباشد و بنابراین توصیه میگردد در چنین شرایطی از مدل حاصل ضربی استفاده گردد . نتایج نشان داد که عملکرد نسبی محاسبه شده به وسیله مدل حاصلضربی بیشتر از مدل حاصلجمعی میباشد و با افزایش تنش آبی اختلاف بین این دو مدل افزایش مییابد. این نتایج با یافتههایRao et al.1988 که اظهار داشتند این دو مدل نتایج یکسانی را به وجود میآورد در تناقض میباشد