سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران (جغرافیای سیاسی شهر)

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

معصومه نادی – کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
ریحانه عالم – دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

چکیده:

اسلام، به عنوان آخرین و کاملترین دین توحیدی در قلمروهای متکثری از شئون زندگی بشر ورود پیداکرده است. به عبارتی آنچه در زندگی دنیوی و حیات اخروی بشر مورد توجه است، تاکید کردهاست.مذاهب می توانند در طرز تلقی افراد و یا جمعیت های انسانی نسبت به مکان دخالت کنند، از اینرو می توان با شناسایی عناصر سازنده ایمان در فضا، در حفاظت محیطی و مسئولیت اجتماعی نسبتبه مکان کوشید. مکان دینی در این رهگذر نقطه اشتراک مفاهیم قدسی، شاخص های کالبدی پذیرفتهشده اعتقادی و فعالیت حق جویانه و ارزشمند است. در بررسی های مختلف در می یابیم که موضوعمدیریت همواره مورد توجه عالمان دین بوده است. مدیریت شهرهای اسلامی به عنوان محل زیستانسان های مسلمان، همیشه از زوایای مختلف معنایی و متقابلا کالبدی بر ساختار شهر اسلامی تاثیرفروانی داشته است. تهران به عنوان یک شهر اسلامی، ایفا کننده چند نقش می باشد؛ تهران در نقشاول پایتخت، در نقش دوم، مرکز توسعه منطقه ای، و در نقش سوم، محل زندگی مردمی است که حقایفای نقش در مدیریت آن را برای خود قایل هستند.به نظر می رسد نقش های ملی و منطقه ای شهرتهران، تا حدی سبب غفلت از نقش سوم شده است، از طرفی توجه به شهروندان تهرانی و از طرف دیگرنحوه ی مدیریت شهری در تهران با مشکلاتی مواجه هست. بنابراین در این تحقیق برآنیم مدیریتشهری تهران را به مثابه شهر اسلامی در دو بعد مختلف محله محوری، فرهنگ شهری بررسی نماییم.