سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران (جغرافیای سیاسی شهر)

تعداد صفحات: ۲۱

نویسنده(ها):

حسین خالدی – دانشجوی دوره دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران
مراد دلالت – دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای دفاع مقدس دانشگاه خوارزمی تهران

چکیده:

بلوچها نسبت به سایر گروههای قومی ایران دارای زمینه های پرشماری برای واگرایی هستند. شهرهای جنوبخاوری ایران بهلحاظ بنیادهای فرهنگی اختلاف های زیادی با مرکز کشور دارند و از جنبه اقتصادی نیز یکی از کم برخوردارترین مناطق کشور راشکل دادهاند. در حالی که زاهدان میان 30 مرکز استان، بیشترین فاصله را با مرکز سیاسی (1605 کیلومتر) کشور دارد، چابهارو کنارک نیز دورترین شهرستانهای کشور به تهران هستند؛ این در حالی است که متوسط فاصله سکونتگاهها در استان سیستانو بلوچستان 61 کیلومتر است که بیش از سه برابر متوسط ملی است. در واقع بلوچها حتی در بلوچستان نیز انزوای جغرافیاییرا لمس می کنند. موقعیت جغرافیایی و انزوای آن نه تنها ارتباطات شهرهای جنوبخاوری را با دیگر مناطق کشور کاهش دادهبلکه باعث تسریع ارتباطات برونمرزی ساکنان آن شده است که این مسأله می تواند مورد سوء استفاده قدرت های منطقه ای وفرامنطقه ای قرار گیرد و زمینه ساز بروز حوادث تروریستی در منطقه باشد. علاوه بر این بروز حوادث تروریستی در شهرهایجنوبخاوری ایران می تواند دارای بسترها و بنیان های فرهنگی؛ اقتصادی و طبیعی نیز باشد. این پژوهش با روش توصیفی –تحلیلی بر پایه مطالعه منابع کتابخانه ای به منظور بررسی و تبیین بسترهای تروریسم شهری در جنوب خاوری جمهوری اسلامیایران صورت پذیرفته است. بر اساس یافته های پژوهش؛ دخالت قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای (آمریکا، عربستان و رژیمصهیونیستی) و منافع آنها با دستآویز قرار دادن بنیادهای فرهنگی (مذهب، زبان و بافت اجتماعی)، بنیادهای طبیعی (موقعیتجغرافیایی، توپوگرافی و انزوای جغرافیایی) و بنیادهای اقتصادی (توسعه نامتوازن و ضعف بنیادهای زیستی) منطقه بلوچ نشینعامل اصلی بروز اعمال تروریستی در شهرهای جنوب خاوری ایران است.