سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: همایش ملی راهکارهای پیش روی بحران آب در ایران و خاورمیانه

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

پیمان افراسیاب – استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه زابل
معصومه دلبری – دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه زابل
محمد شهریاری – دانشجوی دکتری آبیاری و زهکشی دانشگاه زابل –

چکیده:

راه حل سنتی برای مقابله با مشکل کم آبی در مناطق خشک و نیمه خشک مانند ایران سرمایه گذاری هر چه بیشتر در تأسیسات آبی به منظور افزایش عرضه ی آب بوده است. با توجه به اثرات زیست محیطی و عوارض جانبی این راه حل، هم چنین افزایش سریع هزینه ی تولید و عرضه ی آب به نظر می رسد که راه حل مشکل آب در ایران تنها عرضه ی آب بیش تر نیست بلکه راه حل مؤثرتر عبارت است از اتخاذ شامل مجموعه « مدیریت مصرف » سیاست ها و تدابیری که ساختار اقتصاد و الگوی مصرف آب را تغییر دهد. این گونه سیاست ها و تدابیر ای از تمهیدات، اقدامات غیر سازه ای و سازه ای مشتمل بر اصلاح ساختار مصرف آب، کاهش تلفات و مصارف غیرضروری از طریق جلوگیری از نشت، تبخیر، بکارگیری فن آوری بهینه سازی مصرف آب، روشهای کم آبیاری، افزایش بهره وری آب با استفاده از بهینه سازی سایر نهاده ها در مراحل تولید (زمین، بذر و کود و … ) می باشد. دشت سیستان در شمال استان سیستان و بلوچستان با تبخیر سالیانه 4600 میلیمتر و متوسط نزولات جوی 46 میلیمتر در سال های اخیر با بحران منابع آبی روبرو بوده است. منابع آب منطقه توسط آورد رودخانه هیرمند تامین شده که سر منشاء این رودخانه در ارتفاعاتکشور افغانستان است.که موجب شده عمده آورد این رودخانه بصورت سیلابی و در دوره کوتاهی از زمان اتفاق بیفتد. شرایط اقلیمی دهه اخیر که عمدتاً دارای رژیم خشکسالی بوده مؤید نکته فوق الذکر بوده که قسمت عمده حجم آورد رودخانه هیرمند در یک دوره کوتاه مدت دو تا سه ماهه روی می دهد. برای بهره وری بیشتر از طغیان های سیلابی و آوردهای کوتاه مدت رودخانه هیرمند مخازن چاه نیمهبعنوان تامین کننده تاخیری برای آب کشاورزی و شرب مورد استفاده قرار می گیرند.که به تدریج جهت مصارف کشاورزی رها سازی می شود. زیرساخت های موجود جهت انتقال وتوزیع آب ذخیره شده در مخازن چاه نیمه منحصراً در اختیار شبکه کانال های اصلی برای فقط حدود 35 درصد اراضی دشت ( 45000 هکتار) وجود داشته که خود بدلیل قدمت طول عمر و ازکار افتادن کلیه سازه های تنظیم و تحویل آب و همچنین حجم رسوبات سالیانه نهشته شده در شبکه و از طرفی استفاده از انهار سنتی در توزیع آب باعث شده که توزیع مکانی و زمانی آب رها سازی شده از مخازن چاه نیمه امکان پذیر نبوده و عملاً با راندمان 30 درصد و پایین تر به مصرف برسد. در این تحقیق با بررسی آمارهای موجود جمعیت بهره برداران و مساحت اراضی کشاورزی و توزیع آن در هر یک از سه شهرستان زابل، زهک و هیرمند سعی شده تعیین شاخصه های مناسب سهمیه بندی آب فراهم گردد. در کنار این دو شاخص، کیفیت منابع خاک نیز مورد بررسی قرار گرفته و مقدار درجه اهمیت آن بعنوان شاخص دیگر مورد بحث واقع شده است. و راهکارهای بهینه سازی مصرف آب با رویکرد اتخاذ روش مناسب انتقال وتوزیع آب در دشت سیستان بررسی شده است.