سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

ایمان محمدی بیدسردره – کارشناس ارشد معماری، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده:

نوع بشر دارای وجوه مشترک انسانی بسیار هستند. راهی وجود دارد که با ساختن مکان های زیبا از آن طریق، انسان هابتوانند خود را در آن ها بازیابند و احساس حیات کنند. بازشناسی این جریان که همچون روزگاران گذشته، راه شکل دادن به محیط زندگی را بنا بر فطرت و تجربه هزاران ساله نوع بشر به آنان نشان دهد، ضروری است. بنابراین، سوال های اساسی پیش رو عبارت بودند از اینکه چگونه می توان این راه را بازیافت؟ معیارهای کنونی برداشت ما از معماری سنتی چیستند؟ حس مکان در معماری سنتی چه معیارهایی دارد و آیا با به کاربردن اصول نظریه ماهیت نظم، حس مکانایجاد خواهد شد و در اینصورت، آیا در مطابقت با ارزش های موجد حس مکان در معماری سنتی خواهند بود؟ هدف مقاله حاضر، ارائه معیارهایی جهت پاسخ به این پرسش هاست. تحقیق به روش کیفی – توصیفی انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز به روش استدلالی – منطقی انجام پذیرفت. در راه رسیدن به پاسخ، ابتدا ابعاد حس مکان مطالعه شد، اهم نظریه های مرتبط با هنر و معماری اسلامی معرفی و با مقایسه با نظریه ماهیت نظم الکساندر، به تدوین معیارهای مورد نظر جهت تحقق پذیری مفهوم حس مکان و استفاده از آن در معماری معاصر پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان دادند که می توان با اتکا به یکسری اصول معماری سنتی، به سیاقی دست یافت که در طراحی موجب ایجاد مکان هایی با درجاتی بالا از حس مکان شوند. معیارهای مطروحه در نظریه ماهیت نظم الکساندر نیز، اگرچه به ظاهر کالبدی هستند، اما می توانند معنا ساز باشند و فعالیت هایی را در خود جا دهند که موجب حیات شده و مکان را واجد کیفیت حس مکان نمایند.