سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران (جغرافیای سیاسی شهر)

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

محمد سلیمانی مهرنجانی – دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شری دانشگاه خوارزمی تهران
سیدیعقوب موسوی – استاد یار جامعه شناسی دانشگاه الزهرا تهران
سامان ولی نوری – دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

چکیده:

آرمانشهر گرایی از قدیمیترین نظریه های سیاسی در مورد جوامع و بخصوص شهرهاست. سودای نیل به جامعه ای کامل وآرمانی و به دور از رنج و درد گذشته ای دراز دارد. آرمانشهرها در هر عصری با نگرش انتقادی به وضع موجود، به آینده ایروشن که در آن آزادی و عدالت وصلح و آسایش موج می زند نظر دارند. از جمهوری افلاطون، شهرخدای آگوستین،یوتوپیای توماس مور، سلیمانکده بیکن، و شهر خورشید کامپانلا گرفته تا آرمانشهرهای عصر صنعت همانند ایکارای اتینکابه و هیژیای ریچاردسون و همچنین آرمانشهرهای معاصر همگی این اهداف را مد نظر داشتهاند. اما باید یادآور شد که باتمام تشابهاتی که آرمانشهرها به لحاظ ماهیت و هدف دارند، این مفهوم تحت تاثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسیدر گذر زمان تغییر و تحولات زیادی را از پذیرا شده است. این نوشتار با روش تحلیلی و متکی به مطالعات اسنادی، باهدف فهم مفهوم آرمانشهر و تحولات این اندیشه در یک بستر اجتماعی، تاریخی، و سیاسی انجام گرفته است. نتایجمطالعه نشان می دهد که ایده آرمانشهر نیز علی رغم تعریف ظاهری ثابت، با توجه به شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسیمتفاوت، به لحاظ تعریف، ماهیت، و هدف دگرگونی های بسیاری را از سر گذرانده است.