سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: دومین کنگره تخصصی مدیریت شهری ایران

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

داوود رضی – استادیار گروه علوم اجتماعی،دانشگاه مازندران
مریم شعبانی – دانشجو کارشناسی ارشد جامعه شناسی،دانشگاه مازندران

چکیده:

هدف اصلی این نوشتار واکاوی و بازخوانی نسبت میان مفاهیم آموزش با شهروندی از یک طرف و ارتباط معنادار این دو واژه با توسعه پایدارشهری از سوی دیگر است که در ادبیات توسعه،جان مایه مباحثات نظری متقنی را تشکیل می دهد.با علم به این که تحقق غایات مربوط به شهری پایدار و توسعه یافته چند تباری و چند عاملی است،لذا بایسته است که طیف وسیعی از علل و اسباب موجده در تحقق آرمان های آن مورد بازبینی قرارگیرد.صاحب این نوشتار عمیقاً معتقد و معترف است که بی هیچ اغراق از میان همه عوامل مختلف تاثیر گذار،سهم متغییر آموزش شهروندان (که از طریق نهاد مدنی و اجتماعی) صورت می گیرد،پایدارتر و جدی تر است چون تربیت شهروندی (آموزش و آشنا سازی مردم با حقوق و تکالیف زندگی اجتماعی) زمینه ساز ارتقای آموزش مهارتهای زندگی شهری را فراهم می نماید.بی شک نقش و جایگاه نهاد تعلیم و تربیت در قیاس با سایر نهاد های مدنی و اجتماعی، مثال زدنی،ممتاز و بی بدیل است.چون نهاد آموزش و پرورش تلاش می کند در قالب آموزش شهروندی یا تربیت مدنی موجباتی را تمهید و فراهم نماید تا در پرتو آن متربیان از طریق آشنایی با حقوق و تکالیف خود موجبات امر ضامن بقاء و تداوم حیات اجتماعی را فراهم می کنند .ب ه همین دلیل یکی از شاخص های مهم ارزیابی نظام آموزشی یک کشور،میزان موفقیت آن در فرایند شهروندسازی است.با توجه به همین ضرورتها است که دهه های اخیر را می توان دهه توجه به تربیت شهروندی نامید.حال می توان این معنا را به پرسش گرفت که نظام های آموزشی با چه راهکار هایی علمی و عملی موجبات تحقق این مهم را فراهم می آورند؟رویکرد و روش نظام ها و نهادهای تربیتی برای تحقق این مهم از طریق، شناخت شهروندی ،توانایی شهروندی و نگرش شهروندی امکان پذیر است.درصورت تحقق چنین اهداف مهمی،شهروندان دارای ویژگی هایی چون :همکاری در فعالیت ها ی گروهی،علاقه مند به شرکت در فعالیت شورایی،مسئولیت پذیری شهری،قانونمند بودن شهروندان،مهارت ها و صلاحیت های ارتباطی،دارا بودن قوه انتقادی و انتقاد پذیری،داشتن مهارت اطلاعاتی مناسب و مفید،ارتقای سواد و دانش عمومی،…….می باشند و این مهم همان توسعه شهر پایدار است.