سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره ملی تفکر و پژوهش دینی

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

فاطمه سلیمانی مقدم – کارشناسی ارشد،دانشکده ی علوم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل،ایران
محمد فرهمند – استادیار،دانشکده علوم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل،ایران

چکیده:

عرفان مولانا عالی ترین مرتبه ی فکری و تعالی روحی و اخلاقی است که با مجاهده وسیر و سلوک و کسب معرفت حقیقی و عشق به حق و پیروی از مردان کامل و انبیا و اولیا حاصل می شود . وی به وحدت وجو از طریق فناء فی الله و بقاء بالله همجون نیست شن قطره در دریا و یا تبدیل دانه به گیاه معتقد بود. بدیهی است که پیمودن مدارج و مراتب کمال آدمی تا رسیدن به مرتبه اتصال و بقاء بالله جز به صدق و صفای باطنی میسر نمی شود . صدق و راستی یکی از صفات حق تعالی است . خداوند خود، در تایید نبوت و دین پیامبرانف کلمه ی صدق را پیش از عنوان نبوت آنانذکر می کند و این مبین این معنی است که صداقت انبیا ، مقدم بر مقام نبوت آنان است و به سخنی دیگر، خداوند به واسطه ی صدق باطنی انیبا، آنان را به مقام نبوت برگزیده است . نگاهی به آیات الهی در قرآن کریم موید این ادعاست، در مکتب عرفان نیز، صدق و راستی و صفای باطنی ، حکم پله ی نحستین نردبان تعالی و استکمال آدمی را دارد. مسلما اگر صدق و راستی در وجود آدمی نمود نیابد، باقی راه را پیمودن ناممکن است . در مکتب عرفانی مولانا نیز، صدق و راستی با نمودهای گوناگون خود، در همه ی مراتب طریق تحقیق، دست آدمی را می گیرد و او را با خود از حاک به سوی افلاک و از ثری به ثریا می برد . و اگر نیک بنگریم ، حتی فراتر از افلاک ، در این مقاله به بررسی بازتاب صدق و راستی در حوزه ی عرفان، از منظر مولانا در کتاب مثنوی وی پرداخته شده است .