سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: اولین همایش شهروندی و مدیریت محله ای حقوق و تکالیف

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

عزت اله مافی – دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه فردوسی مشهد
روح اله خیام پور –
مهدی باقری –

چکیده:

تجربه دهه های اخیر بسیاری از کشورهای توسعه یافته و نیز برخی از کشورهای درحال توسعه در ساماندهی مدیریت شهری حاکی از این است که با تحلیل دقیق مولفه های این نوع مدیریت و چالشهای شهرهای بزرگ و مدرن ، می توان به الگوی مناسبی برای برون رفت از این چالشها دست یافت. این الگو همان است که در بحث «توسعه پایدارشهر» و در حوزه مطالعات اجتماعی، در سطح خرد و کلان، طرح و بررسی می شود. در این الگو در باره خردترین واحد یعنی «محله» مطالعه، سیاست گذاری، مدیریت و برنامه ریزی انجام می شود. بنابراین دیدگاه خردنگر که مبتنی بر مهندسی اجتماعی جزء به جزء است جایگزین نگرش کلان می شود. در دیدگاه و رویکرد خردنگر، پژوهشگران و مدیران، بررسی و حل مسائل شهر را از کوچکترین واحد، یعنی «محله» آغاز می کنند. برپایه این رهیافت، مدیریت از پایین به بالا که متکی بر مشارکت جمعی است جایگزین مدیریت متمرکز و از بالا به پایین می شود. از همین رو سطح اشتراک مردم در بررسی و حل مسائل اجتماعی شهر، و یا به تعبیر درست تر محله، به گونه فزاینده ای افزایش می یابد. نتیجه این رهیافت در وهله نخست، توسعه منابع انسانی و در مراحل بعدی ایجاد ظرفیتهای نهادی، تمرکز زدایی، تعاملات بنیادین، تقویت اجتماعات محله ای و ارتقای میزان مشارکت مدنی است. توسعه این جنبه ها، مولفه های پیش گفته ی مدیریت شهری را در حد بالایی اعتلا می بخشد و توسعه می دهد. بی تردید بهره گیری ازنهادهای مدنی وسرمایه های اجتماعی ازجمله مساجد می تواند در نهادینه سازی توسعه پایدار محله ای نقش بسیار تاثیرگذاری داشته باشد و مدیریت محله ای را کارآمد و کارا سازد.این مقاله ازنوع توصیفی-تحلیلی است که درآن علاوه برروش کتابخانه ای واسنادی ازروش مصاحبه بااساتید حوزه ودانشگاه نیز استفاده شده است.هدف این مقاله بازشناسی وبازآفرینی وتبیین ساختاری جایگاه مساجد درروندبرنامه ریزی توسعه محله ای وآسیب شناسی نقش وکارکردهای وپیشنهاداتی برای برجسته کردن جایگاه آن درمدیریت توسعه محله ای می باشد