سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران (جغرافیای سیاسی شهر)

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

آزیتا رجبی – دانشیار دانشگاه تهران مرکز
محمدحسین ستاری – دانشجوی دکترای برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

چکیده:

با توجه به جمعیت پذیری امروزه شهرها و بوجود آمدن شکل تازه ای از شهرها در قرن اخیر روشن است که علمجغرافیای شهری و برنامه ریزی فضاهای شهری باید ابعاد و قلمروهای تازه ای بیاید که یکی از ابعاد و موضوعات تازهکه در بیست سال اخیر توجه اکثر اندیشمندان این علم را به خود مشغول کرده پرداختن به عدالت اجتماعی درمباحث شهری می باشد که از این نظر باید شهر با سیاستهای کشوری و جهانی پیونده داده شود و اینکه شرایطداخلی فضای شهرها که متاثر از شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشورهاست و در نتیجه همین شرایط است کهکیفیت فضاهای شهری و سیاست های برنامه ریزی شهری معین می شود. بنابراین نیاز اساسی شناخت فضایشهری است که ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و در راس آنها عدالت اجتماعی مورد تحلیل و بررسی قرارگیرند که در نتیجه این تحلیل ها وبررسی معیارهاست که قدمی موثر در راه تحقق عدالت اجتماعی در جامعهبرداشته خواهد شد. منشاء جدایی گزینی فضایی، در کل به سه عرصه مختلف و مرتبط نظم یا ساختار اقتصادی،دولت و نظم یا ساختار سیاسی و عرصه زیستی – اجتماعی بر می گردد. در شرایطی که جدایی گزینی های فضاییبه سوی جدایی کامل اقشار و گروه های مختلف اجتماعی باشد، محله های مسکونی به زمینه هایی برای تعاملات وتماسهای درون طبقاتی تبدیل خواهند شد.