سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: چهارمین همایش نگرشی بر آیین نامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله (استاندارد ۲۸۰۰)

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

وحید لعل شهسوار – رئیس هیئت مدیره- دانشجوی دکترا،
کاوه درخشانی – مدیر عامل- کارشناسی ارشد، شرکت مهندسین مشاور فربنای ارومیه
حسین خلیلی مرد – دانشجوی دکترا – مسکن و شهرسازی استان آذربایجان شرقی

چکیده:

در یک سیستم سازه ای، دیافراگمها وظیفه ی انتقال نیروهای ثقلی و جانبی را به المانهای باربر نظیر تیرها، ستونها واجزای باربر جانبی بر عهده دارند. در تحلیل سازه ها تحت اثر بار جانبی، فرض معمول این است که دیافراگم کف به صورت صلب عمل می نماید. در آیین نامه ی ۲۸۰۰ ایران، از تغییر مکان نسبی دیافراگم و اجزای قائم به عنوان معیاری برای تعیین میزان صلبیت دیافراگم استفاده شده است. نوع رفتار، نقش تعیین کننده ای در نحوه ی توزیع بار جانبی بین عناصر باربر جانبی دارد. در سازه ه ای میان مرتبه و بلندمرتبه استفاده از کف صلب تاکید می شود چرا که در صورت استفاده از کفهای انعطاف پذیر، امکان ارتعاش غیر همزمان بخشهای مختلف کف در هر طبقه وجود دارد. از سویی اثر پیچش اتفاقی در کفهای صلب شدیدتر است. زلزله های گذشته نشان داده اند که فرض صلب بودن دیافراگم کف همواره صحیح نبوده و این موضوع روی رفتار لرزه ای سازه های بلندمرتبه به شدت تاثیر گذار است. یکی از دیافراگمهایی که مورد توجه طراحان و مجریان قرار گرفته، سقف تیرچه و بلوک می باشد. در سازه های فاقد دیوار برشی و یا بادبندی فرض صلب بودن این سقف مناسب بوده ولی در سازه های دارای سختی زیاد، به علت فزونی نسبت سختی جانبی سازه به سختی درون صفحه ای سقف، فرض صلب بودن سقف تیرچه و بلوک غیر محافظه کارانه است. در این مقاله یک پروژه واقعی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است