سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین همایش علمی پژوهشی علوم تربیتی و روانشناسی آسیب های اجتماعی و فرهنگی ایران

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

سعیده گروسی – دانشیار جامعه شناسی ، بخش علوم اجتماعی ، دانشگاه شهید باهنر کرمان ، کرمان ، ایران
مریم محمدی – کارشناس ارشد مطالعات زنان دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده:

پژوهش حاضر با بررسی رابطه بین جنسیت و قدرت با مدیریت احساسات تلاش می کند تا به شناختی هر چند کلی از اینحوزه دست یابد. احساسات یک امر مربوط به تجربه شخصی فرد می باشد که در بستر تعاملات اجتماعی شکل می گیرد به همین جهت «هاکشیلد» اعتقاد دارد بیان احساسات متأثر از قوانین و هنجارهای فرهنگی است. به عبارتی قواعد اجتماعی به افراد می گوید که کی، چقدر و کدام احساس را در چه شرایطی باید بیان کند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی مدیریت احساسات دراین راستا می باشد. لازم به ذکر است که این پژوهش، تحقیقی کمیست که از روش پیمایش سود برده است و ابزار مورداستفاده برای جمع آوری داده های مورد نیاز پرسشنامه می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش کارکنان سازمانهای دولتی شهرکرمان و شیوه ی نمونه گیری به صورت تصادفی چند مرحله ایی بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که جنسیتو قدرت بر مدیریت احساسات بسیار مؤثر می باشد به این ترتیب که کارکنان زن مدیریت احساسات بیشتری نسبت بهکارکنان مرد در محل کار دارند و همچنین با افزایش قدرت کارکنان مدیریت احساسات آنها در محل کار کاهش یافته است.در نهایت میتوان چنین نتیجه گرفت که افراد قدرتمند در روابط کاری راحت تر می توانند احساساتشان را نسبت به کسانی کهفاقد قدرت هستند بروز دهند و به عبارتی کمتر به مدیریت کردن احساساتشان میپردازند و این امر چرخه ایی را به وجودمی آورد که به تفاوتهای جنسیتی در محل کار دامن زده و باعث استمرار نابرابری می شود.