سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره ملی تفکر و پژوهش دینی

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

محسن خوشناموند – کارشناس ارشد فلسفه آموزش و پرورش دانشگاه شهید بهشتی
عصمت آقا گلی – دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ فلسفه آموزش و پرورش، دانشگاه شهید بهشتی
علی عزیزی – کارشناسی ارشد آموزش عالی دانشگاه شهید بهشتی
بتول ریکاطرهانی – کارشناس ارشد علوم تربیتی و عضو باشگاه پروهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کوهدشت

چکیده:

محیط از جمله عواملی است که به طرق گوناگون در تربیت آدمی موثر است . انسان از بدو تولد در دل محیط رشد می کند ، محیط عبارت است از تمامی متغیر های خارج از وجود فرد که از آغاز باروری و انعقاد نطفه تا هنگام تولد و سپس تا مرگ، انسان را در برگرفته و بر او تاثیر می گذارد یا از او تاثیر می پذیرد . نوشتار حاضر در راستای این هدف است که آرای افلاطون در مورد تاثیر محیط را بر تربیت بررسی کند . افلاطون نقش محیط را در تربیت موثر دانسته و اظهار می دارد که در تبیین و توجیه حرکت انسان به سوی کمال و رستگاری موثر است . از جمله نکات قابل توجه در این زمینه این است که اکثر اندیشمندان با این تصور که افلاطون بنیان گذار مکتب ایدئالیسم است نقش محیط رادر تربیت کم رنگ می داند، اما بررسی دیدگاه افلاطون در این زمینه عکس این تصور رانشان می دهد . در ادامه با مطالعاتی در دیدگاه های وی به این نتیجه دست می یابیم که افلاطون نقش مخیط را د رتربیت موثر دانسته و ابعاد مختلف آن را در زمینه های گوناگون بیان می دارد . در همین راستا، پژوهش حاضر که به شیوه ی توصیفی – تحلیلی انجام شده است ، قصد دارد تاثیر مخیط و جنبه های گوناگون آن را در تربیت از دیدگاهافلاطون بیان کند . در این مقاله ، ابتدا به نقش محیط اجتماعی (خانه و خانواده، رفاقت و معاشرت ، سرزمین مشترک، شکل گیری محیط های شهری ، حدود و توسعه شهر، محیط های سیاسی و دولتی ، محیط های مخالف طبیعت آدمی ) به عنوان یکی از محیط های موثر در تربیت مورد بررسی قرار گرفته و سپس به محیط هنری و زیبا در تربیت افراد از نظر افلاطون می پردازیم ، به دنبال آن، نقش محیط فراطبیعی در تربیت را از نظر وی بررسی کرده و در نهایت به جمع بندی و نتیجه گیری پژوهش می پردازیم