سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین همایش علمی پژوهشی علوم تربیتی و روانشناسی آسیب های اجتماعی و فرهنگی ایران

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

نورالله پورعلی – آموزگار شهرستان ملارد ، کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی

چکیده:

هدف اصلی این پژوهش بررسی مبانی نظری اضطراب فراگیر می باشد. بر این اساس روش تحقیق به کار رفته در پژوهشتوصیفی و از نوع کتابخانه ای می باشدکه به بررسی و تبیین نظرات طرفداران روان کاوی ، آمادگی های فرهنگی ، زیستشناختی ، انسان نگر وهستی نگر، شناختی ورفتاری در باره ی اضطراب فراگیر پرداخته شده است . اضطراب به منزله یبخشی از زندگی هر انسان ، در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد ودر این حد به عنوان پاسخی سازمان یافته تلقی می شودبه گونه ای که می توان گفت، «اگر اضطراب نبود همه ی ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم» استیفن، 1982). رفتاری نگرها عقیده دارند که افراد مبتلا به اضطراب فراگیر ابتدا از راه شرطی شدن ترس را می آموزند و سپس با اجتناب از پاره ای از اشیا ی موقعیت ها یا رویدادها را فرا می گیرند . طرفداران تاثیر آمادگی های فرهنگی بر اضطراب فراگیر چنین استدلال می کنند والدین ، همکلاسی ها ، دوستان وتجربه های سالهای اولیه زندگی به ما می آموزند که پاره ای از اشیا یا موضوع ها به منزله ی منابع خطر واقعی به شمار می روند و همین یادگیرها در بعضی از افرادزمینه های بروز حالات اضطرابی را به وجود می آورند. طرفداران آمادگی های زیست شناختی بر این باورند که گرایشهای پایدار ترس در خلال قراین تحول نوعی ، به صورت ژنتیک انتقال می یابد (مارکس وتوینا 1990 ، اوهمن 1993). نظریه روان کاوی منبع اضطراب فراگیر را تعارض ناهشیار من با تکانه های نهاد می داند .این تکانه ها که معمولا ماهیتجنسی یا پرخاشگری دارند می کوشند ابراز شوند اما من به خاطر ترس ناهشیار از از تنبیه به آنها اجازه بروز نمی دهد . ازآن جا که منبع اضطراب ناهشیار است ، شخص بدون آن که دلیلش را بداند احساس بیم وپریشانی می کند . نظریه پردازانانسان نگر وهستی نگر بر این عقیده هستند که اختلال اضطراب فراگیر هنگامی بروز می کند که افراد خود را صادقانه موردپذیرش و نظر قرار نمی دهند ودر عوض به انکار و تغییراحساسات ، افکار و هیجانات ورفتارهای خود می پردازند.نظریهپردازان شناختی نگر بر این نکته تاکید دارند که اختلالهای اضطرابی فراگیر از باورهای نامناسب ناشی می شوند.