سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: دومین همایش داخلی حسابداری مدیریت اقتصاد

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

کبری اعرابی – کارشناس مدیریت دولتی
حبیب الله کاملی –

چکیده:

دانش چیز جدیدی نیست . در واقع ، از صدها سال قبل که مالکان شرکتهای فامیلی و یا پیشه وران زبده تجارت حرفه ای حود را به طور کامل و دقیق به فرزندان و شاگردان خویش انتقال می داده اند . مدیریت دانش وجود داشته است . اما تا سال 1990 که مدیران عالی سازمانها شروع به بحث درباره مدیریت دانش کردند چیزی به این نام وجود نداشت . به همان اندازه که زیر بناهای اقتصاد صنعتی از حالت وابستگی به منابع طبیعی به سمت وابستگی به سرمایه های فکری تغییر حالت پیدا می کرد ، مدیران نیز ناگزیر از آن بوده اند تا به بررسی دانش زیر بنایی کسب و کارشان و چگونگی استفاده از آن بپردازند . درست در همین زمان، افزایش شیکه های کامپیوتری امکان طبقه بندی ، ذخیره سازی و استفاد هبرابر افراد از انواع مهم دانش را به گوه ای آسانتر و ارزانتر از گذشته امکان پذیر ساخت . نویسندگان مقاله – هانسن ، نوریا و تایرنی – اقدامات مدیریت دانش را در چندین صنعت مورد مطالعه قرار دادند . در این راستا، آنها کارشان را با مطالعه مدیریت دانش شرکت های مشاوره ای شروع کردند . زیرا، دانش «سرمایه اصلی مشاوران بوده و این شرکتها د رزمره اولین شرکتها در زمره اولین شرکتهایی بودند که به مدیریت دانش توجه کرده و در این سرمایه گذاری های کلانی انجام داده بودند . همچنین آنها در بین اولین شرکت هایی بودند که در یک حجم وسیع در پی استفاده از تکنولوژی اطلاعات به منظور تسخیر و گسترش آن بر امده اند . از سوی دیگر، به نظر محققان فوق ، تجارب این شرکت ها که در ارتباط با تجارب تمامی شرکت هایی بود که به نیروی انسانی خبره و جریانهای فکری وابسته بودند، می توانست در مورد اینکه چه کارهایی در زمینه مدیریت دانش انجام شده و چه کارهایی انجام نشده آنها را راهنمایی کند . هانسن و همکارانیش دریافتند که مشاوران یک روش متحد الشکل را برای مدیریت دانش تعقیب نمی کنند بلکه آنها از دو استراتژی شخصی سازی .PERSONALIZATION Srategy.