سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

الهام کریم زاده مطلق – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد بیرجند
فرید فروزانفر – هیئت علمی گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرحند

چکیده:

پیشرفت علوم جهان ، علم و فن امروزی را واداشته تا در دنیای پهناور و ناشناخته دیروز براحتی گام بردارد . دیگر بعد مکان در این جهان مصداقی ندارد و دانش در آن بعد زمانی یافته است ، باید مدام در جریان تجربیات تاره ای قرار داشت تا بتوان همراه با آخرین دستاوردهای علمی – فنی گام برداشت . امروزه آن جامعه ای پیش می رود و سود می برد که از تجربیات گذشتگان استفاده کرده واین تجربیات را در انطباق با نیازهای خویش بکار گیرد و از آن به دانشهای نو دست یابد . معماران تعیین کننده سلسله شرایطی از زندگی روزمره مردمان میشوند که با ابعادی گسترده بر روحیه آنان ، بر سلیقه آنها بر حساسیت ها و الهام پذیری آنان ، بر توانایی تحرک اجتماعی آنها ، بر توان اقتصادی آنها و بالاخره بر فرهنگ آنها تاثیر گذاری می کنند . مردمان که در بهترین شرایط فقط می توانند به نارسایی ها و کاستی ها و ناهنجاریهای معماری فضای سکونتی و معماری فضای آموزشی و معماری فضای کاری ای که در اختیار دارند آگاه باشند ، در هر حال در تعیین شکل کالبدی و کاربردی معماری ناتوان اند . از اعمال هرگونه اندیشه ی معمارانه ای در فضای کالبدی زندگی خود محرومند ، مگر در مقیاسی کوچک ، ناتوانی مردمان در ابراز نظر و در تاثیر گذاری بر فضای کالبدی ، بر مبنای فکری شان به معنای قطع رابطه است با گذشته و فرهنگشان . در ادبیات معماری معاصر ، رویکردهای مختلفی دربرگیرنده چالش رابطه فرهنگ و معماری اند . برخی از این رویکردها عبارتند از : منطقه گرایی ، سنت گرایی و سنت گرایی جدید ، بومی گرایی و بومی گرایی جدید و….. از میان این رویکردها منطقه گرایی با تعریفبه عاریه گرفتن شکل های سنتی جهت تامین اهداف کارکردیبستر مناسبی را جهت طرح بحث تعامل معماری و بستر فرهنگی بویژه با نگرش به معماری مدرن فراهم آورده است .