سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین همایش علمی پژوهشی علوم تربیتی و روانشناسی آسیب های اجتماعی و فرهنگی ایران

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

اکرم شوشتری – دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزمی

چکیده:

در طول تاریخ اندیشه، انسان فرهیخته و تربیت یافته و ویژگی های او توسط فلاسفه و نظریه پردازان تربیتی مورد توجه و پرسش مکرر قرار گرفته است. فیلسوفان در سراسر تاریخ، همواره در تلاش بوده اند تا انسان مطلوب و کامل را به تصویر کشیده و ویژگی های او را بیان کنند. انسان از آغاز بنا بر ذات خویش، در پی یافتن کمال بوده است؛ از این رو دیده می شود که فیلسوفان بسیاری کوشیده اند معیارهایی برای تشخیص انسان فرهیخته و کمال یافته از غیر آن، وضع کنند. هرچند کهدستیابی به نظریه ای مشابه در این زمینه در میان آراء فیلسوفان، غیر ممکن است چرا که افراد مختلف با معیارهای متفاوتی به تعریف انسان کامل و فرهیخته پرداخته اند. در این پژوهش تلاش شده «ویژگی های انسان فرهیخته و کامل»، از نظر ریچارد استنلی پیترز به عنوان فیلسوفی غیر اسلامی و محمد تقی جعفری تبریزی به عنوان فیلسوفی مسلمان مورد مطالعه قرار گیرد، تا ضمن مقایسه ویژگی های انسان کامل و فرهیخته از دو دیدگاه اسلامی و غیر اسلامی، نقاط اشتراک و افتراق آنها را بازشناسی و مورد ارزیابی قرار دهد. در این مقاله، نویسنده با استفاده از روش سندی- تحلیلی به این نتیجه دست یافته است که اگرچه فیشر آراء نسبتاً کاملتری نسبت به دیگر نظریه پردازان غیرمسلمان، به انسان و ویژگی های کمال او دارد اما جای خالی بسیاری از ویژگی های دینی و مذهبی که در آثار و آراء جعفری دیده می شود، در آثار او خالی است. این امر خود نشان دهنده شناخت ناقص فیشر از انسان است، به نحوی که یکی از مهمترین ابعاد وجودی انسان که همانا ارتباط و نیاز انسان به خالقی لایتناهی است، نادیده انگاشته شده است. بنابراین علامه جعفری دارای شناختی عمیقتر و کاملتر به انسان است و این امر خود حکایت از برتری انسان شناسی وی نسبت به فیشر دارد.