سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران (جغرافیای سیاسی شهر)

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

عمران راستی – استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه بیرجند
عاطفه خزاعی آواز – دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه بیرجند

چکیده:

بن مایه های فکری مربوط به جغرافیای سیاسی را می توان در آرا و نظریات متقدمانی چون افلاطون،ارسطو، استرابو و در بین دانشمندان مسلمان در نظریات ابن خلدون جست و جو نمود. شهر به عنوانیک مفهوم کلیدی در جغرافیای سیاسی شهر مطرح است. اگر بخواهیم اندیشه های کهن در موردجغرافیای سیاسی شهر را مورد کاوش قرار دهیم نمی توان نظریات ابن خلدون را نادیده گرفت .اینمقاله با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی و با بررسی کتب منابع و مقالات مربوط به ابن خلدون در پیواکاوی اندیشه های این دانشمند در مورد شهر و مفاهیم مربوط به آن می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که دو مفهوم «دولت» و «شهر» دو مفهوم کلیدی در آرا و نظریات مختلف ابن خلدون به شمار می رود و این دو مفهوم که عمدتا ماهیت سیاسی و جغرافیایی دارند در نظریات ابن خلدون در هم تندیدگی و پیوستگی و ارتباط تنگاتنگی دارند. در اندیشه های او شهر محصول زمان، تسلط و پیروزیاست. اوج تظاهر قدرت دولت در شهر، نمادها و معماری و عمران شهری نمود پیدا می کند. اما درهمین شهر به سبب آنکه نیروی عصبیت بادیه ای که موجب ایجاد دولت و حکومت شد، به تدریجضعیف و زایل می شود، فساد و اضمحلال حکومت و دولت نیز در شهر صورت می گیرد. به طور کلینگاه ابن خلدون به شهر و شهرنشینی نگاهی بد بینانه و توام با سوء ظن است وی شهر و شهر نشینی رابرای حاکمان توصیه نمی کند ولی متذکر می شود که هر حکومتی پس از پیروزی و فائق آمدن به فکرایجاد تمدن و ساخت شهرها می افتد و این در طول عمر و حیات حکومتها تکرار شده است.