معرفی کوسه گوبلین، شکارچی اعماق دریا با سریع‌ترین گاز فکی ثبت‌شده و سلاح مخفی برای کمین

0

در عمق مخفی زیر سطح اقیانوس، یک گونه عجیب از کوسه به‌تازگی با یک ضربه تغذیه‌ای شگفت‌انگیز که هرگز پیش از این دیده نشده بود، رکوردهای علمی را شکسته است.

کوسه گوبلین (Mitsukurina owstoni)
© کوسه گوبلین (Mitsukurina owstoni). اعتبار: Dianne Bray / Museum Victoria

The کوسه گوبلین (Mitsukurina owstoni) یکی از عجیب‌ترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین شکارچیان اقیانوس است. این گونه که به‌عمق در زندگی می‌کند، به‌ندرت دیده می‌شود و ظاهر متمایزی دارد؛ به‌دلیل ناهنجاری‌های آناتومیکی‌اش مورد توجه قرار گرفته است. امروز، پژوهش‌های جدید تأیید کرده‌اند که این کوسه یکی از سریع‌ترین مکانیزم‌های فک را در میان ماهی‌ها دارد.

در سال‌های اخیر، دانشمندانی که فیلم‌های نادر اعماق دریا را تجزیه و تحلیل می‌کردند، روش تغذیه‌ای به‌آن‌چنان سرعت و تخصصی کشف کردند که نیاز به طبقه‌بندی جدید داشت. این رفتار که اکنون به‌عنوان تغذیه پرتابی شناخته می‌شود، به کوسه گوبلین امکان می‌دهد تا با سرعت بالا به شکار برخورد کند بدون اینکه از سرعت یا مومنتوم بدن خود استفاده کند. این کشف به سؤالات دیرین دربارهٔ نحوه موفقیت شکارچیان بزرگ و آهسته‌حرکت در محیط‌های کم‌انرژی پاسخ می‌دهد.

کوسه گوبلین صید شده در نزدیکی سیدنی در سال ۱۹۸۳

نتایج، بر پایه فیلم‌های ضبط‌شده توسط بنیاد اوکی‌ناوا چوراشیما و مورد بررسی پژوهشگران دانشگاه هوکایدو، نشان می‌دهد که فک‌های این کوسه با سرعت ۳.۱ متر بر ثانیه به‑سوی جلو پرتاب می‌شوند. این ضربه تقریباً ۱۰ درصد از طول بدن جانور را شامل می‌شود و به او امکان می‌دهد طعمه‌ای را که در غیر این صورت دسترسی‌اش نبود، به‌دست آورد. این مکانیزم سریع‌ترین پیشروی فک مستند در میان کوسه‌ها و یکی از شدیدترین در تمام ماهی‌ها است.

برای اولین بار در سال ۱۸۹۸ توصیف شد، کوسه گوبلین به‌دلیل زیستگاه‌اش که بین ۲۵۰ تا بیش از ۱٬۲۰۰ متر عمیق متغیر است، به‌صورت زیستی دور از دسترس ماند. داده‌های جدید این کوسه را به‌عنوان گونه‌ای کلیدی برای درک مکانیک شکار در محیط‌های دریایی شدید معرفی می‌کند.

سریع‌ترین فک‌های اقیانوس

یک مطالعه همتا‌بازبینی‌شده در Scientific Reports ویدئوهای با سرعت بالا از پنج ضربه موفق تغذیه‌ای توسط دو کوسه گوبلین را تجزیه و تحلیل کرد. پژوهشگران مشاهده کردند که فک‌های این موجود می‌تواند به‌سرعت در یک توالی مرحله‌ای به جلو پرتاب شود. این توالی شامل باز کردن اولیهٔ دهان، پرتاب فک، بستن سریع، و حرکت باز‑بستهٔ دومین در حین بازگشت می‌باشد.

کوسه گوبلین (Mitsukurina owstoni) مقیاس‌دار نسبت به یک انسان. اعتبار: Kurzon، CC BY‑SA 3.0

سرعت ضربه ۳.۱ متر بر ثانیه تمام حرکات فک پیشین ثبت‌شده در ماهی‌ها را پشت سر می‌گذارد. کل پیشروی فک به ۸.۶ تا ۹.۴ درصد از طول بدن رسید، که بسیار بالاتر از ۱ تا ۲ درصد معمولاً در سایر گونه‌های کوسه مشاهده می‌شود. این مقادیر از مشاهدات تغذیه زنده به‌دست آمدند نه از طریق تجزیه یا مدل‌سازی، که تأیید نادر رفتاری را فراهم می‌کند.

پژوهشگران لیگامان‌های تخصصی در ساختار فک را شناسایی کردند که انرژی را ذخیره می‌کردند و در زمان ضربه آزاد می‌کردند، مشابه یک باند کشی کشیده‌شده. این ساختار خروجی انرژی بالایی را بدون نیاز به حرکات قابل‌توجه از بقیه بدن فراهم می‌کند.

مقاله 41598 2016 Bfsrep27786 F
تصاویر ویدیویی از یک کوسه گوبلین که در حال غذاخوری است نشان می‌دهد فک‌هایش به بیرون می‌آیند (زمان سپری شده به میلی‌ثانیه نمایش داده شده). اعتبار: NHK Illustrations/Hokkaido University

مطالعه همچنین حرکتی ثانوی در دهان هنگام بازگرداندن فک را که توضیحی ندارد، شناسایی کرد. توضیح قطعی‌ای برای این حرکت ارائه نشده و عملکرد آن همچنان موضوعی برای تحقیقات بیشتر باقی مانده است. خلاصه‌ای از این پژوهش از طریق بستر خبری علمی EurekAlert، مرتبط با انجمن پیشرفت علم آمریکا، در دسترس است.

سازگاری با محیط‌های کم‌انرژی

حرکت آهستهٔ کوسه گوبلین با زیستگاه عمیق دریا هم‌خوانی دارد. این گونه در ناحیه‌ای ساکن است که فشار آب بالا، دما پایین و دسترسی به غذا محدود است. حفظ انرژی برای بقا حیاتی است. این کوسه بین غذاها حرکت بدنی کمی دارد و برای انجام ضربه‌های سریع با هشدار کم، به فک‌های پرتابی خود تکیه می‌کند.

تغذیه پرتابی کوسه گوبلین

براساس توضیحات سرویس ماهی و حیات‌وحش ایالات متحده، کوسه گوبلین سبک شناوری آهسته و کارآمدی دارد که با محیط‌زیست خود سازگار است. ساختار آن با غلظت بالای اسیدهای چرب کم‌چگالی در بافت‌های عضله و کبد، شناوری نزدیک به خنثی را فراهم می‌کند. به‌علاوه، دم طولانی و بال‌پای بالایی کشیده‌شده، این گونه را برای حرکت مستمر با انرژی کم مناسب ساخته است.

به‌جای تعقیب طعمه در فواصل طولانی، کوسه‌های گوبلین از استراتژی کمین بهره می‌برند. این مدل در شرایط اعماق اقیانوس مؤثر است و با روش‌های سریع‌تر و تهاجمی که گونه‌های آب‌سطحی مانند کوسه سفید بزرگ یا ماکو به‌کار می‌برند، تفاوت دارد.

دقت حس الکتروحسی

پنسهٔ کشیدهٔ کوسه گوبلین حاوی مجموعه‌ای متراکم از ampullae of Lorenzini—سنسورهای الکتروتقبلی است که سیگنال‌های الکتریکی تولیدشده توسط حرکت حیوانات نزدیک را شناسایی می‌کنند. این حسگرها به کوسه برتری ویژه‌ای در تاریکی می‌بخشند و به او امکان می‌دهند حتی در شرایط نزدیک به صفر بودن دید، طعمه را بیابد.

موزهٔ استرالیا گزارش می‌دهد که زیرپشت پنسه به‌سختی سوراخ‌دار است که نشانگر حساسیت بالا می‌باشد. در حالی که بسیاری از کوسه‌ها قابلیت‌های حسی مشابهی دارند، پیکربندی کوسه گوبلین به‌طور استثنایی متمرکز است و به او کمک می‌کند ماهی مرکب، ماهی‌ها و سخت‌پوستان را در محیط‌های نور کم دنبال کند.

استراتژی تغذیه‌ای آن به‌دقت با مورفولوژی‌اش هماهنگ است. دهان زمانی که مورد استفاده نیست، به‌زیر چشم عقب‌نشین می‌شود تا نمایی صاف و آیرودینامیک حفظ شود. هنگامی که باز می‌شود، فک‌ها شکل کلی کوسه را به‌طور کامل تغییر می‌دهند و ردیف‌هایی از دندان‌های باریک و نوک‌تند را نشان می‌دهند که برای گرفتن طعمه‌های نرم‌بدن مناسب‌اند. مطالعات میدانی در ژاپن حضور ماهی‌های استخوانی و ماهی مرکب را در معدهٔ کوسه‌های گوبلین مستند کرده‌اند که نشانگر رژیم کلی‌گرایانه در سراسر زنجیرهٔ غذایی بِن‌تیک است.

دید محدود، ارزش علمی بالا

کوسه‌های گوبلین به‌ندرت در طبیعت دیده می‌شوند. اکثر اطلاعات موجود در مورد آن‌ها از صید ناخواسته در اعماق دریا به‌دست آمده است. این گونه در اقیانوس‌های اطلس، آرامی و هندی مستند شده است، از جمله در سواحل ژاپن، آفریقای جنوبی و استرالیا. توزیع جهانی آن‌ها هنوز به‌خوبی شناخته نشده است به‌دلیل دسترسی محدود به زیستگاه‌های عمیق آن‌ها.

همان‌گونه که پژوهشگران در مطالعهٔ اصلی اشاره کردند، کوسه‌های گوبلین به خانواده‌ای کهن به نام Mitsukurinidae تعلق دارند که قدمت بیش از ۱۲۵ میلیون سال دارد. آن‌ها تنها نمایندهٔ زندهٔ این خط سنی هستند که این امر آن‌ها را به یک نقطه مرجع مهم برای درک تکامل کوسه‌ها و سازگاری در اعماق دریا تبدیل می‌کند.

با وجود ظاهرشان، هیچ مورد تأیید شده‌ای از برخورد تهاجمی کوسه‌های گوبلین با انسان‌ها وجود ندارد. مکان عمیق آن‌ها و کمبود جمعیت، احتمال تماس را کاهش می‌دهد. این گونه هنوز به‌طور کافی مطالعه نشده است و شکاف‌های چشمگیری در دانش دربارهٔ تولیدمثل، تعداد جمعیت و آسیب‌پذیری در برابر تغییرات محیطی وجود دارد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.