دانشمندان معمای «پای بورته‌له» پیش‌دوره‌ای را حل کردند

0

نوشتهٔ ویل دانهم

تصویری بدون تاریخ که استخوان‌های ۳٫۴ میلیون‌ساله «پای بورته‌له» را نشان می‌دهد
آیتم ۳ از ۳: انسان‌شناس پیشین یوحانس هیل‌سلسی همراه با تیمش در سایت مردم‌شناختی ورانسو‑میل در منطقهٔ رِیف آفر در اتیوپی در این تصویر بدون تاریخ کار می‌کند.
  • فسیل‌های پا به گونهٔ استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا تعلق دارند
  • فسیل‌های اتیوپی‌ای ۳٫۴ میلیون سال قدمت دارند
  • مطالعه نشان می‌دهد دو نیاک انسانی در آن زمان هم‌زیست بودند

واشنطن، ۲۸ نوامبر (رویترز) – دانشمندان پس از سال‌ها تحقیق، راز فسیل‌های ۳٫۴ میلیون‌ساله به نام «پای بورته‌له» که در سال ۲۰۰۹ در اتیوپی کشف شد، کشف کردند. آن‌ها دریافتند این فسیل‌ها به نیاکی معمایی از انسان‌ها تعلق دارند که در کنار گونه‌ای دیگر، که به‌ هم‌نژاد نزدیک می‌شد، در دوره‌ای که هنوز به‌ خوبى درک نشده است، زندگی می‌کرد. بر پایهٔ کشف اخیر ۲۵ دندان و فک یک کودک چهار و نیم‌ساله در همان منطقه، محققان تعیین کردند که این هشت استخوان پا به گونهٔ استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا تعلق دارد؛ گونه‌ای که ویژگی‌های شبیه میمون و انسان را ترکیب می‌کرد و تنها یک دهه پیش شناسایی شده بود.

پای بورته‌له که به این دلیل نام‌گذاری شد چون استخوان‌ها در سایتی به نام بورته‌له در منطقهٔ آفر شمال‑شرق اتیوپی پیدا شد، نشان داد که این گونه دوپا بوده اما هنوز انگشت بزرگ مخالف‌پذیر داشته؛ ویژگی‌ای که برای صعود به درخت مفید است. این مدرک نشان می‌دهد در حالی که این گونه روی دو پا ایستاده می‌رفت، اما به روشی متفاوت از انسان‌های امروز حرکت می‌کرد.

فسیل‌ها نشان می‌دهند که دو هم‌نژاد انسانی نزدیک — گونه‌هایی از خط تکاملی انسان — در همان زمان و مکان هم‌زیست بودند؛ گونهٔ دیگر استرالوبیثیکوس آفارنسِس. این موضوع پرسشی را برانگیخته می‌کند: آیا این خویشاوندان نزدیک از منابع یکسان استفاده می‌کردند یا به اندازه‌ای تفاوت داشتند که از رقابت مستقیم جلوگیری می‌کردند؟

استرالوبیثیکوس آفارنسِس گونه‌ای است که فسیل مشهور «لوسی» را در بر دارد؛ فسیلی که در سال ۱۹۷۴ در منطقهٔ آفر کشف شد.

یافته‌های جدید، درک ما از این دوره از تکامل انسان را که سال‌ها پیش از ظهور گونهٔ هوما سامی تقریباً ۳۰۰٬۰۰۰ سال پیش رخ داده است، عمیق‌تر می‌کند.

«این‌ها برای ما شواهد قاطعی ارائه می‌دهند که نشان می‌دهد استرالوبیثیکوس آفارنسِس — گونهٔ لوسی — تنها نیاک انسانی که بین ۳٫۵ تا ۳٫۳ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد، نبود»، گفت یوحانس هیل‌سلسی، مدیر مؤسسهٔ ریشه‌های انسانی دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسندهٔ اصلی مطالعه‌ای که این هفته در نشریهٔ نچر منتشر شد.

«در نتیجه، اکنون می‌دانیم که مراحل اولیهٔ تکامل ما خطی نبوده‌اند؛ یعنی در هر زمان تنها یک گونه وجود نداشته؛» هیل‌سلسی گفت.

فسیل‌ها نشان دادند که دو گونه به‌صورت متفاوتی راه می‌رفتند و رژیم‌های گیاهی متفاوتی داشتند.

«درک تفاوت‌ها و شباهت‌های این هم‌نژادهای نزدیک، کلید فهم محیط آن‌هاست و شاید حتی نشان دهد که تعاملات بین آن‌ها، حتی به‌صورت غیرمستقیم، چگونه تکاملشان را شکل داده و ارتباطشان با گونهٔ ما را تعیین کرده است»، گفت شیمیدان ژئوشیمی دانشگاه میشیگان و هم‌نویسندهٔ این مطالعه، نائومی لوین.

انگشت بزرگ لوسی (آفارنسِس) مخالف‌پذیر نیست و شبیه انگشت بزرگ ماست. در مقابل، انگشت بزرگ استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا شکل اولیه‌تری دارد که شبیه میمون‌های صعودکننده به درخت است. هنگامی که روی زمین قدم می‌زد، این گونه با دو پا راه می‌رفت و احتمالاً به‌جای استفاده از انگشت بزرگ (مانند لوسی و انسان‌های امروزی) از انگشت دوم خود برای رانده شدن استفاده می‌کرد.

«راه رفتن با دو پا روی زمین قطعاً کارآمدی کمتری داشته است. اما برای صعود به درخت مؤثرتر بود – تعویضی نه چندان بد، به‌ویژه در مناطقی که شکارچیان بزرگ وجود داشتند»، هیل‌سلسی افزود. این شکارچیان شامل گربه‌های بزرگ‌دندان‌سور و سگ‌نی‌ها بودند.

«ما می‌دانیم که ریشهٔ ما از جدی مشتق شده که انگشت بزرگ مخالف‌پذیری داشت»، هیل‌سلسی گفت. «دوپا‌روی شبیه به انسان، قطعا تحت آزمایش‌ها و تغییرات متعددی قرار گرفته است؛ به‌طوری که برخی از بخش‌های پا، پنجه و حوضه لگن در زمان‌های متفاوتی تکامل یافتند.»

تحلیل شیمیایی نمونه‌های مینای هشت دندان استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا نوع گیاهانی که این گونه می‌خورد را نشان داد.

گونهٔ لوسی به‌عنوان یک عموم‌گیر، رژیم غذایی گسترده‌تری داشت که شامل غذاهای علفی و خوراکی‌های درختی و درختچه‌ای مانند برگ، میوه یا مغزها می‌شد. در مقابل، استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا محدود به رژیم غذایی‌ای بود که صرفاً از درختان و درختچه‌ها تأمین می‌شد، مشابه هم‌نژادهای اولیه‌تر.

و ساختار پا که برای صعود مفید است، می‌تواند این تفاوت را توضیح دهد.

این گونه‌ها به شیوه‌های متفاوتی در حال حرکت بودند. در آن زمان، راه‌های متعددی برای «انسان بودن» وجود داشت و هرکدام احتمالا مزیتی داشت. «برای من هیجان‌انگیز است که اکنون می‌توانیم این روش‌های متفاوت حرکت بر روی دو پا را با رژیم‌های غذایی متفاوت مرتبط کنیم. می‌توانیم سازگاری‌های مورفولوژیکی مختلف را با رفتارهای مختلف پیوند دهیم»، لوین گفت.

مصرف تنوع بیشتری از غذاها می‌توانست به استرالوبیثیکوس آفارنسِس برتری رقابتی بدهد.

«اما ما همچنین باید در نظر بگیریم»، لوین گفت، «اگر استرالوبیثیکوس دِییره‌مِدا به‌نحوی برتری داشته باشد که استرالوبیثیکوس آفارنسِس را مجبور به گسترش استراتژی غذایی‌اش کرده باشد. اکنون که می‌دانیم هر کدام چیزهای متفاوتی می‌خورند و به‌روش‌های متفاوتی حرکت می‌کنند، ما یک قدم نزدیک‌تر به حل معمای همزیستی‌شان هستیم.»

نگارشی توسط ویل دانهم؛ ویراستاری توسط دنیل والیس

استانداردهای ما: اصول اعتماد Thomson Reuters.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.